پره سر تــــــالـــــــــــــــــــــــــــــش ایران

ســـروران و دلـــسوزان تالــــــــــش بزرگ در وصف کوبــــــــــــــــانی

  
خواننده محبوب " خوش صدا و غیور تالش زمین ارمین عزیز و استاد عزیز شهرام ازموده , استاد عبدلی

****************************************************

استاد علی غبدلی

کوبانی

صدایت را می شنوم

فریاد غریبانه ات را 
صدایی که همچون آفتاب قیامت می تابد
و آشکار می کند
همه ی سیاهی های تاریخ را
که اکنون بر خاک تشنه ات فرو می ریزد 
کوبانی .
اگر مرز فخر و ننگ 
رودی از دادگری آمد
عطش انسان از آن رود 
چگونه خواهد نشست
تا ناجیان دروغزن
در شلمچه و سنجار و کوبانی
بر گرد سفره خون کودکان
به دادو ستد نشسته اند
صدایت را می شنوم
بالای بلند پیش مرگه هایت را می بینم
که سرفرازو استوار
در گردباد مهیب خون و حماسه ایستاده اند
تا همه ی سرفرازی های انسان
در برابرشان زانو زند و
آبرو طلب کند .
آه کوبانی – کوبانی
دخترانت
آن شرزه پلنگان زاگرس و سنجار را می بینم
که چه عاشقانه
زمزمه های عاطفه
شعرو ترانه و رقص را
با تفنگی سودا زده اند
تا غیرت و شرف من
در دامنشان احساس ایمنی کند .
آنان مادران فردای رستاخیزند
که اکنون
مسیحای خویش را
چلیپا بر دوش
در راه جلجتا به نظاره نشسته اند .
شانه های ناتوان زمین
آبی بیکران آسمان
تاب این رنج سنگین را ندارد
که در برابر چشمان خواب زده مان
برسرت آوار شده است 
کوبانی .

**************** لطفا برای مشاهده  ادامه مطالب  در قسمت پایین روی (ادامه مطلب) کلیک نمایید.


***************

استاد  شهرام ازموده:

برای بچه های کوبانی
---
بچه های شهر من 
با لالایی به خواب می روند
ولی تو
با صدای گلوله های داعش
بچه های شهر من 
با ناز مادران شان
از خواب بیدار می شوند
ولی تو
با صدای گلوله های داعش
فرزندم
چه می توانم برایت بکنم؟
جز سرودن شعری ناقص 
که دردت آن را به کمال می رساند 
و من دلخوشم که برایت کاری کرده ام
اما هر دو می دانیم که
من از درد تو هیچ نمی دانم و تو 
هر روز و شب 
از درد بی مادری 
از درد بی پدری
و از درد بی برادری و بی خواهری
با صدای گلوله می خوابی و 
با صدای گلوله بر می خیزی
و همچنان منتظری که من 
و او 
و همه ما 
به دادت برسیم
اما افسوس که خوابت را 
کسی تعبیر نخواهد کرد
پس منتظر من نمان
و به خواهرانت در کوبانی
پناه ببر 
که لایق پرستش و ستایش اند
و برایت 
هم مادرند و هم پدر
هم خواهرند و هم برادر
و من را 
در در زیر پای دختران کرد کوبانی
یا زیر پای مردان مرد شهرت جستجو کن
که پاها و دستان شان 
لایق بوسیدن اند.
و آن گاه بر دفتر مشق روزانه ات بنویس
زنده باد کوبانی
زنده باد کوبانی
زنده باد کوبانی

**************************

ارمین فریدی هفت خوانی :

تالــــــــــــــــــــش هستم

کوه و مه ،غمگین

هوای بارانی

در دلم می کوبد

پتـــــــــــــــــــــــک کوبانی.

{ دوستان کسی واسه کوبانی عزیز شعری نگفته؟؟}

نوشته شده در جمعه 18 مهر 1393ساعت 17:40 توسط paresar| ارسال نظر(0) |