پره سر تــــــالـــــــــــــــــــــــــــــش ایران

 

 

تالش
تالش، سرزميني كه در روزگاران كهن به منطقه وسيعي گفته مي‌شد كه از شمال با آلبانياي قفقاز، و از شرق به درياي خزر و از جنوب به اسپيه‌رو يا سپيدرود و از آن به حدود مارليك يا عمارلوي كنوني مي‌رسيد و از غرب نيز دشت و پهنه‌ اردبيل، مغان و منطقة كوهستاني نير و سراب را دربر مي‌گرفت.

تالشان خيلي قبل از كاسي‌ها و آريايي‌ها و كيمري‌ها و اسكيت‌ها و به زماني كه پرفسور ساموئل كريمر از آن به "ادوار قهرماني و دوران كوچ‌هاي باستاني ملت‌ها" نام مي‌برد، از آن سوي كوهستـان قفقاز به مناطق جنوب سرازيـر گشته و در اولين برخـورد اين سرزميـن سبـز و پرآب و نعمت كوهستاني را با شكارگاه‌هاي فراوان آن برگزيدند. آن‌ها روزگار خود را با چادرنشيني و شكـار و كشاورزي ابتدايي مي‌گذراندند، آفتاب و آتش را مي‌پرستيدند. اجاق، كانـون آتش را در وسط چادرهـاي مـدور خود بر پا مي‌كـردند و بـا افـراد خانـواده بـه دور آن مي‌نشستند.

سرزمين تالش در جنوب باختري درياي کاسپين قرار دارد و در آن قومي همنام با اين سرزمين يعني تالش ها زندگي مي کنند. محدوده جغرافياي قومي آن به مراتب از محدوده جغرافيايي سياسي ، يعني واحدهاي سياسي و اداري که در قالب آن اداره مي شود وسيع تر است .

تالش زبانان ايران بيش از هشت صد هزار نفرند ودر شهرستان هاي آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال، فومن و شفت سكونت دارند. هرچند که اقوام تالش در صومعه سرا و شهرستان هاي شرق گيلان قسمتی از مردم اين شهرستان را تشکيل مي دهند ، ليکن از نظر جغرافياي سياسي ، تالشان عمدتا" در پنج شهرستان ياد شده زندگي مي کنند.

در نواحي تالش شمالي با مرکزيت لنکران و شهرهاي لريک ، ساليان ، ياردملي ، ماسللي ، جليل آباد و آستارا،بيش از دو برابر تالشان ايران ساكن هستند. نواحي تالش شمالي به دنبال جنگ هاي ايران و روس درنيمه اول قرن نوزدهم ميلادي ، به عنوان غرامت جنگي به روس ها واگذار شد . به عبارت بهتر واگذاري تالش به روس ها بهايي بود که تالشان براي بقاي حکومت قاجار پرداختند.

زبان و هامويد (فرهنگ عامه) مشترك دو شناسه برجسته فرهنگي است كه دو بخش قوم تالش در دو سوي رودخانه مرزي آستارا را به هم پيوند مي دهد. همان طور كه زبان اين قوم در هر ناحيه به گويش ويژه اي رواج دارد، آيين ها، آداب ،باورها و افسانه هايشان نيز جا به جا ويژگي هاي متفاوت از هم پيدا مي كند. 

تالشان داراي زباني ويژه با ساختاري قابل توجه مي باشند كه نيازمند مطالعات زبان شناسي توسط متخصصان اين امر براي استخراج و تدوين دستور زبان و رسم الخط مي باشد. تعداد قابل توجهي از واژه هاي كهن فارسي و اوستايي در محاورات مردم و اشعار ايشان به چشم مي خورد كه نشان از ارتباط اين قوم با ادوار ماضي ايران دارد.
از منظر طبيعي تالش سرزميني با چشم انداز بسيار زيبا مي باشد كه از يك طرف به كوهستانهاي سر به فلك كشيده و زيبا و از طرف ديگر به درياي بي كران و نيلگون کاسپين متصل است .هوايي معتدل و فرح انگيز دارد و آبي بسيار شيرين و گوارا كه جرعه اي از آن دل و جان را صفا مي دهد

نوشته شده در چهارشنبه 09 مرداد 1392ساعت 16:46 توسط paresar| ارسال نظر(2) |

 امروز بیست و دومین سالگرد پدربزرگم مرحوم حاج سید محمود شرفی

ان روح منور در لیالی قدر سحرگاهان بیست و یکم رمضان یکهزار و چهارصدو یازده هجری قمری مصادف با سپیده دمان هفدهم فروردین یکهزار و سیصدو هفتاد هجری شمسی از فرش خاک عزم افلاک نمود و سرانجام مرغ باغ ملکوت ما در مهبط خلد برین به قرب حضور قرین و در محضر کبریا تمکین و تسکین یافت.
هرچه بود گذشت ,او رفت.ولی یاران از غم دوری و اتش مهجوری سوختند.شهر از صغیر و کبیر سیر گریست.غمی جانکاه و غصه ای توان فرسا بر دلها سایه گسترد.بعد از اداب غسل و کفن ,استاد حاج جمیل مهاجری از برجستگان علم و عرفان بر جنازه ی ان جناب مستطاب نماز خواند و از ان ضایعه ی دردناک با تاسف و حرمت یاد کرد.بعد از ان پیکر پاکش بر دست انبوه دوستان و خیل مشایعت کنندگان ( با پای پیاده در مسیری طولانی) به زادگاه با صفایش ییلاق وسکه در سی کیلومتری رضوانشهر انتقال یافت و در جوار والد ماجد در ارامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد.
سید محمود شرفی متخلص به "شوقی " فرزند دردانه ی سید فرزانه حضرت سید عبدالقادر حسینی است. وی در سال 1291 خورشیدی در ییلاق باستانی "وسکه" از توابع رضوانشهر تالش دیده به دنیا گشود.
سالیان دراز در مقام امامت جمعه و جماعات ,مرجع دینی مسلمانان منطقه و ملجا یقین انان بود. دو مسجد زیبا و با صفایش در ییلاق وسکه و دیگری در بخش پره سر کانون گرم صاف دلان طریقت و مرکز ثقل سالکان حقیقت  بود.
انجا که پا در میان می نهاد دشمنی ها به دوستی می انجامید و گره از کار فرو بستگان گشوده میشد!

بی هیچ گمان و گزافه یکی از بزرگترین ترانه سرایان تالش سید محمود شرفی تالشی متخلص به (شوقی) است. و نیز قضاوتی به گزاف نخواهد بود اگر بر ان باشیم که (شوقی) سراپا شوق و شرف را بزرگترین دستان ( دستون : دو بیتی ) سرای روزگار خود بدانیم.
بفرموده خودش در یکی از دو بیتی هایش

شوقی بواج کلام عارفانه به طرزی دلپسند و صادقانه
هرکسی عاقله تصدیق بکردی طریق شعر شوقی شاعرانه

مخمس زیر نیز به مناسبت استان بوسی کعبه مکرمه توسط ایشان معروض گردیده که بنده تقدیم شما عزیزان مینمایم:

جمال کعبه را نگر , بهشتی از صفا ببین طواف دور کعبه را ز شرع مصطفی ببین
ز مروه , سعی حاجیان به جانب صفا ببین ز اب زمزمش بنوش و جرعه ی شفا ببین
چه شورها فکنده است نگر من استطاع را
به چادر سیاه او ,به مجد بی نیاز او به خال اسود لبش برای بوسه ناز او
به حاجیان جان به کف زحلقه ی نماز او به سجده سر نهاده اند و میکنند راز او
زملتزم شروع کنند ,(( ربنا و اتنا ))
دمی ز عجز رو کن مقام حضرت خلیل ببار خون زدیده ها به توبه نفس کن ذلیل
بخواه عذر رفته را ز کـــبریایی جلیل گناهت ار فزون بود تو دوست را ببر دلیل
به گوش هوش می شنو طنین (( کان امنا ))
گدا و شاه و محتشم چو رو به کعبه اورند به یک لباس و یک مقام ز درگهش برابرند
به انتظار رحمتش ,زهر گدا گداتــــــــرند خوشا به حال عارفان به حضرت اشناترند
اگر چه غرق رحمتند کشند بانگ (( هب لنا ))
به صد امید مغفرت ز درگه کریم تــــو ز راه دور امدیم به کعبه ی عظیم تـــــو
همه غریب و ناتوان فتاده در حریم تو براتمان کجا دهی نعیم تو جحیم تــــو
به عاصــــــیان , تو راحمی و غافری الهنا

چند دو بیتی تقدیم به شما سروران گرامی:

************************************
چه بین دوسته که با هم جمع ابیمون خشه روزون یندی همدم ابیمون

یکایک شــــــــــین به منزلگاه عقبی اسف اروزون را بــــا هم ابیمون
*************************
دوستم گرچه ام دنیانه خشیمون همه دلداده ی ام دلکشیون

چه فایده عاقبت با حسرت و درد دنیا کا کوچ بکردیمون بشیمون
**************************
گل احمر اشته رخساره یـــــــارم سیاه زلفر چو مشکی پاره یــارم

بمن کا دور مگرد مشتاقیم اشته اشته دوری بمن دشواره یــــارم
**************************
حقیقت دلــــربا و دلپذیریش هرچی کار باجوم یار بی نظیریش

نی ر عیبی زسر تا پا ولیکن برای عیب جـــــــویی منتظیریش
*************************
ته کی یارم بمنه مهربان بیش همیشه مونس و شیرین زبان بیش

غیر از وفـــــا نبه مرا گناهی سبب چه به یارم نامهربان بیش
************************
یارم تنها منر هشته کیا شیش منر بی روح و جان هشته چرا شیش

چه ساعت به جدا ابیش بمن کا چه دلــــینه منر هشته ترا شیش
************************
دو ابروی کمانیر خم مکه یـــــار گهی من شاد ,گه ماتم مکه یار

مژن چین در جبین مقصریم از به حرف بی نژادون رم مکه یار
***********************
کـــــمند رستمه زلـــــــف درازر کـــــمان بیژنه ابــــــــــروی نازر

مـــیجر خنجره غمزر تیر دلدوز د چشم نرگسر شاهین و بازر
*************************
روز شنبه شیمه برزکوئه بند تماشای جــــــــهان بیم ارزومنـــد

پس از زیارت و سیر کوهاتون هنی مشرف بیم وسکه سوته بند
***************************
نه نه مرگیر من عمریکا سیر اکرد جوانه مرگ ابیـــــــــش منر پیر اکرد

هزار حسرت مرا هستبه دلیکا اجل امه به منکاش ته ویر اکرد
*************************
یــــــــار چمن وینده را چرایشه محجوب بواج ,بخور چمن عزیز و محبوب

گشاده رو ببن همیشه بی بـــــاک عزیزم دلبرونکا ناز و مطلوب
************************
چرا بوی محبت به ته کا نی مرا که بی ته تلخه زندگانی

به صدق دل شوقینه مهربان بب غـــــنیمته یارم دور جوانی
*************************
دوستم کوکو سسی گوش اکه روزی دیس به چی فغان و اه و سوزی

کاره واته تــــــــــــــــه ای انسان غافل چنه شادیش ام دنیا پنچه روزی
**************************
ته میلر گردشه مرا که حال نی جانی رام حی دلی رام ور و بال نی

بداش وعده ولی وفا نیشه کرد چه بکم بخت بلندی رار زوال نـــــــی
**********************
یـــــــارم امه به دستش افــــــتابه مــــــــردد بیم یــــاره یا افتـــــــابه

واتــــــــم ای دلفریب و شوخ دیده چراش شوقی جانــــــی را افت ابه
**************************
ای عکس بــــــــمان که در جوانی جــــــــــــــز تو دگرم نشان نماند

هر تازه بــــهار بی خزان نیست هر تازه جــــــــــــــوان جوان نماند
*****************************
به یادگار من ای عکس جاودان باش نمونه ای زغـــــم و رنج و زندگانی باش

در ان دمی که زقـــــــــبرم گیاه میروید تو یادگار مـــــن و دوره ی جوانی باش

چون سیر عمر شبابم به تلخی انجامید تو از غریــبی و بدبختی ام نشانی باش

*******************************************************
دوستان لطفا با انتخاب یکی از دو بیتی ها در قرعه کشی

هدیه چند جلد کتاب ( برگزیده های اشعار سید عبدالقادر حسینی(شوقی)

و سید محمود شرفی (شوقی ) شرکت نمایید.
*********************************************************

 

لطفا برای مشاهده عکسهای بیشتر و مثنوی غم نامه

 روی (ادامه مطالب ) در پایین کلیک نمایید


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه‌شنبه 08 مرداد 1392ساعت 17:24 توسط paresar| ارسال نظر(0) |

 


تالش، سرزميني كه در روزگاران كهن به منطقه وسيعي گفته مي‌شد كه از شمال با آلبانياي قفقاز، و از شرق به درياي خزر و از جنوب به اسپيه‌رو يا سپيدرود و از آن به حدود مارليك يا عمارلوي كنوني مي‌رسيد و از غرب نيز دشت و پهنه‌ اردبيل، مغان و منطقة كوهستاني نير و سراب را دربر مي‌گرفت. 

تالشان خيلي قبل از كاسي‌ها و آريايي‌ها و كيمري‌ها و اسكيت‌ها و به زماني كه پرفسور ساموئل كريمر از آن به "ادوار قهرماني و دوران كوچ‌هاي باستاني ملت‌ها" نام مي‌برد، از آن سوي كوهستـان قفقاز به مناطق جنوب سرازيـر گشته و در اولين برخـورد اين سرزميـن سبـز و پرآب و نعمت كوهستاني را با شكارگاه‌هاي فراوان آن برگزيدند. آن‌ها روزگار خود را با چادرنشيني و شكـار و كشاورزي ابتدايي مي‌گذراندند، آفتاب و آتش را مي‌پرستيدند. اجاق، كانـون آتش را در وسط چادرهـاي مـدور خود بر پا مي‌كـردند و بـا افـراد خانـواده بـه دور آن مي‌نشستند.

سرزمين تالش در جنوب باختري درياي کاسپين قرار دارد و در آن قومي همنام با اين سرزمين يعني تالش ها زندگي مي کنند. محدوده جغرافياي قومي آن به مراتب از محدوده جغرافيايي سياسي ، يعني واحدهاي سياسي و اداري که در قالب آن اداره مي شود وسيع تر است. 

تالش زبانان ايران بيش از هشت صد هزار نفرند ودر شهرستان هاي آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال، فومن و شفت سكونت دارند. هرچند که اقوام تالش در صومعه سرا و شهرستان هاي شرق گيلان قسمتی از مردم اين شهرستان را تشکيل مي دهند ، ليکن از نظر جغرافياي سياسي ، تالشان عمدتا" در پنج شهرستان ياد شده زندگي مي کنند.

در نواحي تالش شمالي با مرکزيت لنکران و شهرهاي لريک ، ساليان ، ياردملي ، ماسللي ، جليل آباد و آستارا،بيش از دو برابر تالشان ايران ساكن هستند. نواحي تالش شمالي به دنبال جنگ هاي ايران و روس درنيمه اول قرن نوزدهم ميلادي ، به عنوان غرامت جنگي به روس ها واگذار شد . به عبارت بهتر واگذاري تالش به روس ها بهايي بود که تالشان براي بقاي حکومت قاجار پرداختند.

زبان و هامويد (فرهنگ عامه) مشترك دو شناسه برجسته فرهنگي است كه دو بخش قوم تالش در دو سوي رودخانه مرزي آستارا را به هم پيوند مي دهد. همان طور كه زبان اين قوم در هر ناحيه به گويش ويژه اي رواج دارد، آيين ها، آداب ،باورها و افسانه هايشان نيز جا به جا ويژگي هاي متفاوت از هم پيدا مي كند. 

تالشان داراي زباني ويژه با ساختاري قابل توجه مي باشند كه نيازمند مطالعات زبان شناسي توسط متخصصان اين امر براي استخراج و تدوين دستور زبان و رسم الخط مي باشد. تعداد قابل توجهي از واژه هاي كهن فارسي و اوستايي در محاورات مردم و اشعار ايشان به چشم مي خورد كه نشان از ارتباط اين قوم با ادوار ماضي ايران دارد.
از منظر طبيعي تالش سرزميني با چشم انداز بسيار زيبا مي باشد كه از يك طرف به كوهستانهاي سر به فلك كشيده و زيبا و از طرف ديگر به درياي بي كران و نيلگون کاسپين متصل است .هوايي معتدل و فرح انگيز دارد و آبي بسيار شيرين و گوارا كه جرعه اي از آن دل و جان را صفا مي دهد.

سرزمین تالش به عنوان بستر مکانی قوم کادوسیان(تالشان) که از دو ناحیه عمده ی کوهستانی و جلگه ای تشکیل یافته است. در حدود 65 میلیون سال قدمت دارد.پی سنگ منطقه کوهستانی در طی دوران دوم زمین شناسی و منطقه جلگه ای در طی دوران چهارم (کواترنر)ریخته شده بطوری که شکل کنونی تالش در انتهای دوران دوم و ابتدای دوران سوم زمین شناسی با حرکات زمین ساختی لارمید تشکیل شده است

محدوده جغرافیایی قومی ان بمراتب از محدوده جغرافیایی سیاسی یعنی واحدهای سیاسی و اداری که در قالب ان اداره میشود وسیعتر است.
اقــــــوام تالـــــــش از نظر پراکندگی جغرافیایی حدود اداری _ سیاسی شهرستانهای فومن .شفت.ماسال.رضوانشهر.تالش و استارا را در بر میگیرد.
در کتاب (ایران عهد باستان) امده است: کادوسیان مردمی بودند که در گیلان جای داشتند و ظاهرا نیاکان تالش های کنونی بوده اند.
کادوس یونانی شده ی تالوش است که در قرون بعد تبدیل به تالش شده است .وجود تپه ها و محوطه های تاریخی و باستانی در سراسر تالش نمایانگر وجود یکی از کهن ترین تمدنها و فرهنگهای دیرینه در این سرزمین است.
با توجه به دست یافته های اخیر کاوشهای باستان شناسی که اثاری از نیمه ی دوم هزاره ی دوم قبل از میلاد (اغاز عصر اهن تا اغازین سده های هزاره اول ق.م) را در منطقه معرفی می نماید ! بیان کننده ی زمینه های جدیدی برای بررسی عمیق تر حوزه فرهنگی تالش است.

 

 

 

لطفا برای مشاهده مناظر زیبای  تالش بزرگ  روی (ادامه مطلب) کلیک نمایید.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه 06 مرداد 1392ساعت 16:01 توسط paresar| ارسال نظر(0) |

آری از پشت کوه آمده ام... چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت،حرام خورد؟! برای عشق خیانت کرد برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
... برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم
می گویند: از پشت کوه آمده!
ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!
 
نوشته شده در شنبه 29 تیر 1392ساعت 01:34 توسط paresar| ارسال نظر(6) |

این آبشار به معنی "شبیه درخت بید" است که در 16 کیلومتری شهر پره سر در شهرستان رضوانشهر واقع شده و همچون نگینی در دل جنگلهای زیبایی این منطقه می درخشد.

ابهت این پدیده طبیعی برای هر بیننده جالب و جذاب است به ویژه وقتی از پایین به این آبشارنگریسته می شود با ابهت و زیبایی صد برابر آبشار ویسادار مواجه می شوی، صدای ریزش آب از ارتفاع حدود 20 متری و نیم دایره ای که آب در دل سنگ و صخره برای رسیدن به دریا ایجاد می کند،  دیدنی است.

صدای پرندگان و شرشر آب و نور خورشید که از لابه لای شاخ و برگ درختان به زمین می تابد منظره ای فوق العاده به وجود آورده که کم نظیر است.

آبشارهای زیبا نگین گردشگری استان گیلان اند .

اگر امارات و شیخ‌ نشینهای عربی با احداث سواحل مصنوعی و ... گردشگری خود را توسعه بخشیده‌اند، صرف وجود جاذبه ‌ای به نام آبشارهای ایران زمین‌ کافی است تا در صورت برنامه ‌ریزی، تمامی معادلات موجود در گردشگری منطقه به هم بریزد.

بدین ترتیب " آبشار ویسادار" موقعیت منحصر به فردی برای توسعه گردشگری در منطقه سرسبزغرب استان گیلان به وجود آورده است که باید با ایجاد زیر ساختهای مناسب گردشگری و جذب توریسم ازاین موقعیت بهره برداری بهینه صورت گیرد.

 آسفالت مسیر منتهی به آبشار ویسادار، نصب سطل زباله، نصب تابلو از مشخصات آبشار، ساخت امکانات رفاهی و تفریحی و تامین زیرساختهای گردشگری منطقه ضرورتی است که مسئولان باید به آن توجهی ویژه داشته باشند.

اعطای مجوز ساخت کلبه های سنتی در منطقه آبشار ویسادار ضروری است

نصب تابلویی در شهر پره سر که عکسی از آبشار بر آن نقش بسته باشد راهنمای خوبی برای مردم و معرفی آبشار به مسافران خواهد بود. همچنین اعطای مجوز ساخت یک یا چند کلبه سنتی به جوانان برای ارائه خدمات به مسافران و گردشگران ضرورتی دیگر است.

به هر حال وجود آبشار ویسادار برای مردم پره سر نعمت بزرگی است اگر بتوان از این نعمت خدادادی به نحو احسن استفاده کرد بی شک بر درآمد مردم، توسعه شهر و بخش پره سر اثر مثبت خواهد گذاشت.

پره سر در حد فاصل میان شهرهای رضوانشهر و تالش واقع شده است که با رضوانشهر حدود 17 کیلومتر و با شهر تالش حدود 30 کیلومتر فاصله دارد و در 100 کیلومتری رشت و آستارا قرار دارد.

این شهر که در بخش پره سر شهرستان رضوانشهر استان گیلان قرار دارد دارای آب و هوای معتدل خزری است و بهترین زمان برای سفر به این منطقه ماه های فروردین، اردیبهشت، خرداد، شهریور و مهر است که رطوبت هوا به نسبت کاهش می یابد.

این بخش دارای فرهنگ باستانی است و ساکنان این منطقه به صورت بومی تالشان هستند که با گذشت زمان گیلکان از شرق به این مکان مهاجرت کرده اند و ترکها نیز از غرب یعنی آذربایجان آمده اند.

کردهای این شهر که دارای جمعیت اندکی هستند نیز در زمان رضاشاه به این منطقه کوچانده شده اند، در نتیجه این شهر دارای فرهنگهای مختلفی است در واقع دارای یک فرهنگ مشترک از همه اقوام ساکن شمال غرب فلات ایران است.

نام این شهر از دو قسمت "پره" یعنی محل ماهیگیری و "سر" یعنی پسوند مکان تشکیل شده است، نام قدیمی این منطقه "تالش دولاب" یکی از قسمتهای خمسه تالش بوده است که با تجمع مردم و کوچ اقوام دیگر به کلی تغییر پیدا کرده و به "پره سر" تبدیل شده است.

این بخش دارای دو دهستان به نامهای "ییلاقی ارده" و "ساحلی دیناچال" است، ییلاقی ارده که مرکز آن "ارده" نام دارد که در کوههای تالش واقع شده که خود یکی از مکانهای مسکونی قدیمی غرب گیلان در حوزه تالش است که توابع آن روستاهای "چروده"، "اندل"، "وسکه" و ...است.

 هر کدام از این روستاها دارای تاریخی به مراتب قدیمی هستند به ویژه روستای وسکه که تحقیقات و آثار کشف شده در آن قدمت منطقه را حدود چهار هزار سال نشان می دهد.

روستای "وسکه" رضوانشهراز قدیمی ترین تمدنهای منطقه خاورمیانه است

روستای وسکه یکی از قدیمی ترین تمدنهای منطقه خاورمیانه است که از این نظر با منطقه تول(Toul) در تالش برابری می کند.

دهستان ساحلی "دیناچال" که مرکز آن روستای به همین نام است که بر کرانه رودخانه دیناچال تشکیل شده است و از دیدنیهای این دهستان می توان به مسجد سفید یا "ایسپی یَه مَزگَت" هزار ساله را نام برد.

از دیگر مکانهای دیدنی این دهستان می توان به ساحل زیبای "سیمبرخاله"، ساحل دهکده ساحلی "رودکنار" و از مناطق زیارتی می توان به آرامگاه "شیخ سلیمان" اشاره کرد.

به هرحال تقویت و حمایت از اقتصاد گردشگری به توسعه استان منتهی شده و به آن شتاب بیشتری می بخشد از اینرو باید در برنامه ریزی های توسعه به مناطق گردشگری و احیاء و تقویت زیر ساختهای این مناطق توجه بیشتری کرد و اعتبارات ملی و استانی برای مدیریت و ساماندهی آثار تاریخی و مناطق نمونه گردشگری جذب کرد.

لطفا برای مشاهده عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه 28 تیر 1392ساعت 19:31 توسط paresar| ارسال نظر(1) |

 
تالـــــــــــشی برزه بالون را بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمردیم

تالـــــــــــــشی داره خالون را بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمردیم

خشـــــــــــــــــــــــــی  را نا خــــــــــــــــــشی راش جــــــــــــــان بدایمه

تالــــــــــــــــــــــشی قاله قالون را بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمردیم
                                                                                             
 *  شاعر : جناب حسین نژاد *
 
نوشته شده در جمعه 28 تیر 1392ساعت 18:18 توسط paresar| ارسال نظر(5) |


سرزمینـم سرزمیـن غصه هاست

شهر سبـز آشنـای قصـه هـاست

مبداء و دروازه ی فـردوس هاست

مرکـز خاکستـر قـقـنوس هـاست

ما ز کادوسیــم و از کـادوسیــان

در دل تاریــخ چـون شیـر ژیـان

خاک اینجـا بـوی عنبـر می دهد

عاشـق اینجا تاج و افسـر می دهد

عشق می جوشد زلال از چشمه ها

فـاش می گـویـم بـود دارالـشـفـا

((لدو )) از این سرزمین گرد خیز

هم ((کلا چرمینه ی )) دشمن ستیز

هم ((داتام))و((تیرداد)) و((آرتاگور))

شـرزه شـیـرانـنـد در تـاریـخ دور



:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه 28 تیر 1392ساعت 17:42 توسط paresar| ارسال نظر(5) |



لباس زنان تالشی به دلیل تنوع زیاد رنگ و جذابیت بالااز منطقه اسالم تا تالشدولاب بسیار معروف است. 
لباس این مناطق دارای یک روسری با چندین رنگ جذاب و زیبا است. یک لباس و پیراهن بلند یک سره تا مچ پا و باچین های متفاوت که باسکه و طراحی و دوخت زیبا تزیین می شود در زیر این پیراهن نیز لباس محلی دیگر بنام پاچامه می پوشند که برای دوخت آن از پارچه های زیادی استفاده می شود. این لباس تک رنگ و در طرح گل و نقشین های دیگر بصورت چین دار و بطور حجیم دوخته می شود. بر روی پیراهن و پاچامه یک جلیقه می پوشند این جلیقه در اندازه های مختلف و دریک رنگ بصورت سنگین دوخته می شود. این مراحل دوخت و سبک تا تالش دولاب ادامه دارد.
هر چقدر به سوی مناطق شرق شهرستان می رویم دوخت لباس آنگونه که بیان شد، است.
اما امروز با گذشت زمان لباسهای محلی زنان تالشی از رونق افتاده و رنگهای شاد آن که مایه امید دلها بود به خزان بی هنگام نشسته و به کنج پستوها، صندوقچه ها و بقچه ها رانده شده است.
سوال اینجاست چرا باید چنین لباسهایی با هویت فرهنگی ارزشمند و طراحی زیبا به فراموشی سپرده شود؟ چرا باید اکنون برای مشاهده یک دست لباس تالشی کیلومترها راه را نه در شهر بلکه در نقاط دور روستایی پیمود؟ لباسی که در المپیک جهانی از جمله 4 لباس برگزیده معرفی شد، لباسی که رنگهای شاد آن امید را در دلها زنده می کرد چرا باید فراموش شود؟
لباسی که از نیاکان ما به ارث مانده وبا طبیعت زیبای تالش گلچین شده است باید به عنوان یک هویت ملی حفظ شود و زنان تالشی با به تن کردن آن زیبائی منطقه را برهمگان نمایان سازند.
نهادها، ادارات دولتی و سرمایه گذاران خصوصی باید برای به جا ماندن این میراث فرهنگی چند هزارساله جدیت و تلاش بیشتری کرده و با اتخاذ تصمیمات لازم و برنامه ریزی های حساب شده از جمله برپائی نمایشگاهها در سطح شهرها و دیگر اماکن از این هویت فرهنگی ایرانی حفاظت کنند

لطفا برای مشاهده مطالب و عکسهای بیشتر روی ( ادامه مطلب ) کلیک نمایید


:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه 28 تیر 1392ساعت 17:15 توسط paresar| ارسال نظر(0) |